السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
454
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
نشد و آنگاه كه حسين ( ع ) را در كربلا كشتند ، از آن خون جارى شد . « 1 » وقتى ابو معبد بازگشت و وضعيت را ديد ، در اين باره از همسرش پرسيد . امّ معبد در توصيف پيغمبر ( ص ) گفت : مردى ديدم با ظاهرى سخت آراسته ، چهرهاى درخشان و اخلاقى بسيار پسنديده ، نه بيمارى داشت و نه اندامش بىتناسب بود ، چهرهاش سخت گيرا و زيبا بود ، چشمانى سياه همراه با مژههاى بلند داشت ، صدايش رسا ، گردنش افراخته و ريشش انبوه و نسبتا بلند و ابروانش پيوسته بود ؛ هرگاه سكوت مىكرد ، و قارى خاص داشت و چون لب به سخن مىگشود ، بزرگ منشى و علو مرتبهاش آشكار مىگرديد ؛ از دور سخت با مهابت و شكوهمند مىنمود و از نزديك خوش محضر و شيرين گفتار ؛ كلامش مختصر و پسنديده بود نه كم و بيش ، گويى سخن او چون رشتههاى گهر بود كه پراكنده شود ؛ متوسط القامه بود نه بلند بود و نه كوتاه به چشم مىآمد ؛ شاخهاى بود كه اگر ميان دو شاخه ديگر قرار مىگرفت از هر سه برازندهتر مىنمود ؛ دوستانى داشت كه سخت شيفتهاش بودند . چون او سخن مىگفت ، آنها سكوت مىكردند و گوش فرا مىدادند و چون فرمان مىداد به اجراى آن مبادرت مىكردند ، فرمانش روان بود و آن را به جان مىخريدند ؛ نه اخمو بود و نه ستمگر . درود خدا بر او باد . توصيف امّ معبد از رسول خدا ( ص ) معروف و مشهور است . ابو معبد دانست كه او رسول خدا ( ص ) بوده است . سرانجام به مدينه آمد و همراه خانوادهاش مسلمان شد . « 2 » 7 . كرامات درخشان آنچه گذشت در ميان كرامات آشكار و معجزات كوبنده رسول خدا ( ص )
--> ( 1 ) . تاريخ الخميس ، 1 / 335 . ( 2 ) . بنگريد : تاريخ الخميس ، 1 / 334 ؛ بحار الانوار ، 19 / 41 - 42 ؛ 75 - 76 به نقل از : الخرائج و الجرائح ؛ دلائل النبوه ( بيهقى ) ، 1 / 279 ؛ سيره حلبى ، 2 / 49 - 50 .